نسخه چاپی ارسال به دوستان
     یادداشت     
در سوگِ جهانی رو به ویرانی
نورا موسوی‌نیا
 
جهان ذره‌ذره رو به ویرانی می‌نهد؛ بدون آن‌که به‌طور کامل ویران شود. انسان می‌زید؛ بدون آن‌که به‌طور واقعی زیسته باشد. زیستنی بدون زیستن، دمی بدون بازدم و شفقتی بدون شفقت. تنها رکوئیم پژواک گمگشته ای در تهی، تنها زخمی منعقد شده در لخته‌های خون و درد، قهقهه ای ریشخندآمیز در قهقرا و پیکرهای سرد و بیروحی که خود را از این نقطه به آن نقطه می‌کشانند و در زیر بار سنگینی از هیچ هبوط می‌کنند. ادامه...
     بی‌مرز     
اندوه عشق
یانیس کندس
 
با ذره‌ذره وجودم
رفتار شتابناکت را در جامه‌های کاغذی
که هشدارهای دریای بزرگ را می‌غرد،
در شهرهای بیگانه می‌شنوم
ادامه...
     از آسمان قهوه‌ای     
امید مهدی نژادمراد و نظر و کرم و صمد
امید مهدی‌نژاد
 
 
 
دلی که غیب‌نمای است و جام‌جام دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه‌ی دل
به دست شاه‌وشی ده که محترم دارد
...
 
ای صاحب فال! بدان و آگاه باش که دلی که می‌تواند عالم غیب را نمایش دهد و توانایی‌هایی چون برخی مجموعه‌ها و مجریان صدا و سیما دارد، ادامه...
     گفت و گو     
گفت‌وگوی اثمار موسی‌نیا
با مارینا پیتزی
 
شعر می‌گویم زیرا به من کمک می‌کند تا بر مشقت زندگی چیره گردم، مشقتی که پیوسته بر سنگینی و بی‌هدفی‌اش افزوده می‌گردد. فقدان مطلق امید زندگی روزمره را تقریباً تحمل‌ناپذیر می‌کند و ضرورت سرودن این برش و شکاف از همین‌جا ناشی می‌شود. شعر نوعی بیان خویشتن و تا حدودی ابراز هویت است؛ علی‌رغم حذف‌پذیری زمان. ادامه...


   » شعر
     روی میز شعر     

درخت بادام

بیست و چهارم تیر - ایو بون‌فوا
برگردان اصغر نوری

فریاد می‌زنم، نگاه کن،
درخت بادام
ناگهان پوشیده می‌شود از هزاران گل
این‌جا
تکیده، تا ابد در زمینی بی‌آب، ضایع شده
میان بندرگاه. من شب
ادامه...

     پیشنهاد ما     

نگاهی به مجموعه
غزل «مریم جعفری»
بخش دوم

چهار شعر از
«گروس عبدالملکیان»

برگردان چند شعر
از «مارینا پیتزی»

برگردان ترانه‌ای
از «بوریس ویان»

     شعر ایران     
و ماهیانی که در آسمان شنا می‌کردند
گروس عبدالملکیان
چهار شعر
چونان کسی که نیست
محمد حسین مهدوی (م. مؤید)
چهار شعر
من چه‌قدر چهره داشتم
علی‌محمد مؤدب
چند شعر نیمایی
ای پنجره‌ای که سنگ معنایت کرد
زهیر توکلی
هشت رباعی
درکه
چیستا یثربی
     شعر جهان     
درخت بادام
برگردان اصغر نوری
چهار شعر از ایو بون‌فوا
آخرین والس
اصغر نوری
برگردان ترانه‌ای از «بوریس ویان»
زیرزمینی از کتاب‌های بیدخورده
برگردان اثمار موسوی‌نیا
برگردان چند شعر از مارینا پیتزی
نه چندان دور، امروز
برگردان اصغر نوری
سه شعر از امانوئل رُبلس
شراره‌ی هاله‌ها
برگردان مریم جعفری آذرمانی
شعرهایی از «آندره ولتر»
     نقد و نظر     
موریانه‌ها خوردند، فکر نردبانم را
سیامک بهرام‌پرور ۱۳۸۷/۰۴/۲۰-
نگاهی به مجموعه‌ غزل «پیانو»، سروده‌ی مریم جعفری آذرمانی؛ بخش دوم
گمانم همین اشارات کلی کفایت کند تا بتوانیم باقی ویژگی‌های شعری مریم جعفری را در بررسی جزء به جزء غزل‌هایش به تماشا بنشینیم. تنها ذکر یک نکته ضروری‌ست که جهت پرهیز از اطاله‌ی کلام تنها در مورد بیست غزل نخست کتاب و آن هم روی مثال‌هایی که از نظر خودم مهم‌تر و ویژه‌ترند بحث کنم و باقی را واگذارم به ذهن فعال مخاطب که شاید این نوشته‌ی مطول تلنگری باشد برای چالش با مفاهیم شعر به طور کلی و این دفتر به طور خاص...
خطاط آ می‌نویسد...
سیامک بهرام‌پرور ۱۳۸۷/۰۴/۱۳-
نگاهی به مجموعه غزل «پیانو»، سروده‌ی مریم جعفری؛ قسمت اول
شعر مریم جعفری شعری زنانه است: این نکته کلیشه‌ای‌ترین جمله‌ی ممکن در مواجهه با شعر یک شاعر معاصر است اما گویا ناگزیر است! شعر جعفری بی‌شک بار زنانه‌ی زیادی دارد. نگاه او به مناسبات میان زن و مرد، از عشق گرفته تا چالش‌های درگیرانه دو جنس در بستر اجتماع، واضحا از دیدگاه یک زن بیان شده است
م. مؤید و نبوت هنری
بهزاد عشقی ۱۳۸۷/۰۴/۰۸-

من منتقد شعر نیستم، و حتا خواننده‌ی حرفه‌ای شعر نیز به حساب نمی‌آیم. بنابراین شعر معاصر ایران را چندان دنبال نمی‌کنم و نسبت به جریان‌های شعر امروز اشراف چندان محققانه‌ای ندارم. اما پاره‌ای از شاعران را دوست دارم و با شعرشان زندگی می‌کنم.
آوازهای دخترک سرگردان
محمدرضا شالبافان ۱۳۸۷/۰۳/۱۹-
نگاهی به مجموعه شعر «مثل آوازهای عاشق تو»، سروده‌ی مژگان عباسلو
نوشتن از مجموعه غزل‌هایی چون «مثل آوازهای عاشق تو» کار دشواری است. نه به واسطه این که مانند «تاریخ وصاف» از زبانی دشوار بهره‌ گرفته‌اند و یا مانند «در جستجوی زمان از دست رفته» روایت آن‌ها سیال و سرگردان است و نه چون مانند مثنوی‌های علی معلم سرشارند از کلمات دایرة‌المعارفی و ارجاعات بیرونی.
تنها در شب حزین و راه دراز
حمیدرضا شکارسری ۱۳۸۷/۰۲/۳۱-
نگاهی به شعر احمدرضا احمدی
تکرار بیست و هشت باره‌ی این مصراع به صورت چهارده بیت در قالب قصیده اعتراض به سنت هست، اجرای نوعی بیهودگی و ابتذال هست، طنز و تمسخری جسارت‌آمیز و حتی بی‌ادبانه هم هست، اما در فضای شعری سال چهل و یک ایران یک حرکت به شدت عصبی هم محسوب می‌شود. اما هیچ‌کس تا به حال جرات نکرده است به این عصبیت اشاره کند. یا نخواسته است
تجلی عرفان در ادب فارسی
سید محمد حسین نواب ۱۳۸۷/۰۴/۱۷-
بررسی ورود اشعار عارفانه به ادبیات فارسی
پیدایش شعر صوفیانه در زبان فارسی بی‌شک یکی از مهم‌ترین حوادثی است که در تاریخ این زبان رخ داده است که متأسفانه هیچ کس به طور جداگانه به آن نپرداخته است؛ حادثه‌ای که زبان عامیانه‌ مردم را به زبانی عمیق تبدیل کرد. پیش از این حادثه زبان علمی ایران زبان عربی بوده است و دانشمندان کوتاه‌ترین متن‌ها را هم به عربی می‌نگاشتند. ابوریحان بیرونی درباره‌ی زبان فارسی می‌گوید: «جز به کار بازگفتن داستان‌های خسروان و قصه‌های شبانه نیاید»
مرگ روی صفحه کاغذ
سیروس نوذری ۱۳۸۷/۰۱/۱۷-
نگاهی به جهان شاعرانه‌ی بیژن جلالی
از میان شاعرانی که کوتاه سروده‌اند٬ بیژن جلالی جایگاه ویژه و استثنایی دارد. جلالی را نمی‌توان مانند شاعرانی چون م. آزاد٬ محمد زهری و منصور اوجی از شاخه‌های شعر نیمایی دانست. او شاعری‌ ست که شعر را بیرون از تحولات فرهنگی و هنری ایران آغاز کرده و این مسیر را -شاید به دلیل نوع شخصیت و منش خویش- تا پایان عمر ادامه داده است.
مشق مرگ سقراط
احمد شهدادی ۱۳۸۶/۰۹/۰۱-

مرگ سقراط به سال 399 پیش از میلاد رخ داد. این مرد هفتاد ساله یونانی، همواره چنان زندگی کرده بود که می‌خواست و درست می‌دانست: به سان فیلسوف. این ساتیر یا سیلنوس، چنان که الکیبیادس در رساله مهمانی افلاطون او را توصیف می‌کند، همان است که اریستوفانوس در ابرها می‌گوید او به سان یک مرغ‌ آبی می‌خرامید و چشم‌های خود را این‌جا و آن‌جا می‌گرداند.
پرده‌ی آخر
ادوارد هرش؛ ترجمه‌ی فریده حسن‌زاده مصطفوی ۱۳۸۶/۰۸/۲۰-
‌بررسی مرگْ سرودِ سیلویا پلات‌
سیلویا پلات در بوستون ماسا چوست به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو دانشگاهی بودند. این سابقه فرهنگی خانوادگی تاثیر زیادی در گرایش وی به کسب موفقیت‌های ممتاز فرهنگی داشت. بعد از گذراندن تحصیلات دبستانی و دبیرستانی خود با توفیقی چشمگیر در کالج اسمیت (‌دانشکده‌ای پرهزینه و نخبه‌گزین در آمریکا) ثبت‌نام کرد. در این دوره داستان‌ها و شعرهایی نوشت که یکی پس از دیگری برنده اول جوایز ادبی شدند.
استحاله جوهری شراب به نور
لائورا ارناندز مونیوز؛ ترجمه‌ی مهدی شفیع‌آبادی ۱۳۸۶/۰۶/۱۳-
مستی‌ای که واژه را الهی می‌سازد (مقایسه عمر خیام،ابن فرید،حافظ و دو شاعر قرن 21 مکزیک)

 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام