نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
اتقا کوچک من
بهزاد خواجات
دو شعر
هزار شمع غزل
محمد سعید میرزایی
یک غزل و یک ترانه
و ماهیانی که در آسمان شنا می‌کردند
گروس عبدالملکیان
چهار شعر
چونان کسی که نیست
محمد حسین مهدوی (م. مؤید)
چهار شعر
من چه‌قدر چهره داشتم
علی‌محمد مؤدب
چند شعر نیمایی


  
ای پنجره‌ای که سنگ معنایت کرد
زهیر توکلی  ۱۳۸۷/۰۳/۰۲
هشت رباعی

‌‌‌‌‌‌زهیر توکلی
1
سی پاره سرود سفر آلامش را
از قاف شنود تا سرانجامش را
تختش بر دوش مردمانش می‌رفت
از تخت فرود آمد و نامش را... 

2
سنگ آمد و بی‌درنگ افشایت کرد
ای پنجره شکسته بینایت کرد
اینک تو رهی به باد و باران داری
ای پنجره‌ای که سنگ معنایت کرد 

3
در اول هر حادثه نام تو خوش است
با زخم غروب التیام تو خوش است
از نورت کور می‌شوم، می‌بندم
در دیده بسته ازدحام تو خوش است 

4
جان‌مایه‌ی رقص خون به جویی نشدی
خاکستر شعله‌ی وضویی نشدی
خنجر! ای خنجرم! لبت خشکیده
دیری‌ست که سقای گلویی نشدی...


5
سرخورده گذشتید اگر مورچه‌ها!
لابد چیزی نیست دگر مورچه‌ها!
ما دیگر  نیستیم، از آن‌جا دوریم
از جمجه‌هامان چه خبر مورچه‌ها!

6
دنیا سرخوردنی است ناهموار است
با این سر، این سر که به گردن بار است
گفتی دنیا کم است از کم ببرید
ای دوست کم تو اندکی بسیار است

7
افشا شد راز جانگدازت ای ابر
آن صاعقه زخمه زد به سازت ای ابر
اجزایت را سجده به صحراها ریخت
ای ابر بنازم به نمازت ای ابر

8
بی‌تابی، نم نمت به بر می‌گیرد
انگشتانت ابر سفر می‌گیرد
گنجشکا! بی‌خیال! در طوفان هست
مرگی که تو را به زیر پر می‌گیرد

لینک مستقیم
     نظر شما     
لقمانی ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
مصرع های سوم در رباعی 4 و 8 ریختگی وزنی دارد. ببینید.
حمیدرضا شکارسری ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
فعلن که کاروان رباعی و دوبیتی سفر مجدد قشنگی را شروع کرده است . رباعی های زهیر هم ( گاهی البته ) کوپه های درستی برای این سفر فراهم کرده است . دست مریزاد جناب توکلی! تا کی خدای نکرده این سفر هم به مقصد دلخواه نرسیده به ته دره ای خاتمه یابد ... مثل قطار قبلی که از سال 57 ( با تکیه بر تجربه های آخر منصور اوجی در رباعی سرایی ) شروع کرد و اوایل 60 ... دره و سقوط و ...
محمد نیک زاد www.mnikzad.blogfa.com ۰۵ خرداد ۱۳۸۷
زیبا و قوی! این روزها رباعی خوب نعمتی ست! چرا که هم خیلی به فرم های دیگر پرداخته می شود و رباعی کمتر. هم این که ظاهر رباعی سبب شده برخی که در خود توان فرم های دیگر را نمی بینند سراغ رباعی بیایند و زخمی اش کنند.. البته دوام نمی آورند!
بالاخره پیدات کردم ولی ۲۱ خرداد ۱۳۸۷
یکی از شعراتو خونده بودم نمیدونستم کجا پیداش کردم دیر کمی ولی من یه جور دیگه یه جای دیگه پستیدمش بی‌اجازه جوونم و جاهل و کم‌تجربه و بی‌رعایت ببخشید: http://halgheh3.blogfa.com
جناب آقا یا سرکار خانم لقمانی ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
جناب آقا یا سرکار خانم لقمانی عزیز که نمی‌شناسمتان متاسفانه. وزن مرسوم رباعی این است: مفعول مفاعلن مفاعیلن فع که در مفعول هجای آخر هجای کوتاه است و هم‌چنین در مفاعلن نیز هجای اول کوتاه است. دو هجای کوتاه روی هم قابل تبدیل به یک هجای بلندند. بنابراین با همین یک تغییر، این وزن می‌شود: مفعولن فاعلن مفاعیلن فع که می‌توان آن را این گونه هم خواند: مفعولن فاعلات مفعولن فع. اصولا برای رباعی 18 تا 24 وزن مجاز شناسایی شده است. از شما به خاطر خواندن دقیق رباعی‌هایم سپاسگزارم. با احترام- زهیر توکلی
نازى ۲۹ تیر ۱۳۸۷
خییییییییییییییییییییییلى خوووووووووووووووووووب بود
رباعی نه،اما.../امین.ص. ۳۰ مرداد ۱۳۸۷
اگر به کسی برنخورد،اجازه بدهید بگویم جز غزل ومثنوی دیگر قالبهای کلاسیک کارآیی زیبایی شناختی خود را از دست داده اند..حتی با وجود رباعی های زیبایی مانند کارهای زهیر هم، امیدی / نیازی به احیاء آن قالب ها نیست.(هست؟) مگر اینکه زهیر عزیز خلاقیت خود را بی هیچ تردید و نگرانی ، وقف رباعی سرایی کند ...که بعید می دانم /مبادا چنین کند.من به شعر زهیر آفرین می گویم ،نه به رباعی.


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام