نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
اتقا کوچک من
بهزاد خواجات
دو شعر
هزار شمع غزل
محمد سعید میرزایی
یک غزل و یک ترانه
و ماهیانی که در آسمان شنا می‌کردند
گروس عبدالملکیان
چهار شعر
چونان کسی که نیست
محمد حسین مهدوی (م. مؤید)
چهار شعر
من چه‌قدر چهره داشتم
علی‌محمد مؤدب
چند شعر نیمایی


  
مگر بید آشفته را
سیروس نوذری  ۱۳۸۶/۰۹/۲۴

1
ندیده بگیرید.
به سحرگاهان
شبنمی
 
2
باد هر چه را
مگر
بید آشفته را

3
صداش تا کهکشان
قورباغه‌ای
کناربرکه‌ای

4
بیداد می‌کند
سکوت
در اتاق کناری

5
چه فرصتی
چه سکوتی
صدای برف - ریز

6
غروب
بر شیب تپه‌ها
اندهان شامگاه

7
بهار
در غیاب ما
خودروترین شقایق دنیا

8
چگونه چشم بسته
بر روشنای خویش
ماه خفته‌ی پاییز

9
کنار جویبار خرد
سنجاقکم!
کجای جهانی؟

لینک مستقیم
     نظر شما     
هدایت اله امینیان ۲۷ آذر ۱۳۸۶
برخی از ترکیب هاخیلی زیبا بودند که بهترین شان را هم خود شما به عنوان نام انتخاب کرده اید "مگر آشفته بید را" .... با این حال ، ‌قدری سخت است و زمان ها را نمی توان خیلی خوب با هم ترکیب کرد ..... زمان بندی صبح تا غروب و شب خوبه ...... از زمستان به بهار رفتن خوبه ولی تابستان این وسط گم می شه و بعد پاییز .... ضمن این که شبنم و برف و شیب تپه و غروب سه فضای مکانی متفاوت را از نظر آب و هوایی در ذهن ایجاد می کنه .... با این حال خسته نباشید.
هایکو / نوذری ۰۱ دی ۱۳۸۶
با سلام خدمت جناب امینیان . شعرهای سیروس نوذری شعرهای کوتاه است . نوعی هایکو. که در بالا 9 شعر کوتاه از ایشان امده است که هرکدام مستقل است و ربطی به یکدیگر ندارد . بدون شک شما شعرها را همه یک شعر خوانده اید . تداخل اندیشه و معنایی بین این شعرهای مستقل بی گمان عدم توجه به ساختار مستقل هایکو و به طور کلی ابن توع شعری را دامن می زند همین باعث گردیده به اشتباه ،فضاهای زمانی ومکانی را ناهماهنگ بدانید . کتاب های سیروس نوذری را خوانده ام ، بارها ، چرا که به این نوع شعر علاقه خاصی دارم . و همانطور که منصور اوجی - شاعر - گفته است : سیروس نوذری بزرگترین هایکوسرای ایران است . و من بی صبرانه با دیدن جمله " هزار سال عاشقی " زیر چاپ ، در انتظار خواندن این کتاب وشعرهایش هستم . در ضمن با جستجو در گوگل دانستم که شما نیز شاعر هستید . امیدوارم بتوانم کتاب شمارا تهیه و استفاده کنم . باقی بقای شما ودوستان هنرمند
یک شعر از خودم ۲۰ دی ۱۳۸۶
( تو نمیدانی چرا خودم نیستم ) تو خودت نیستی این جاده انتها ندارد شاید منتظری که این " لعنتی ها دعایت " کنند فقط یک سلام جواب می دهی وبوی همیشگی سفرادامه می دهد شب به سماع است بی دف ماه ! خودت نیستی / خودم نمی شوم در این نقطه بی انتهای کور ! بگو لعنتی ها دعایم کنند / نمی کنند حمید رضا اکبری شروه (وب سایت من sharvih


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام