نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
اتقا کوچک من
بهزاد خواجات
دو شعر
هزار شمع غزل
محمد سعید میرزایی
یک غزل و یک ترانه
و ماهیانی که در آسمان شنا می‌کردند
گروس عبدالملکیان
چهار شعر
چونان کسی که نیست
محمد حسین مهدوی (م. مؤید)
چهار شعر
من چه‌قدر چهره داشتم
علی‌محمد مؤدب
چند شعر نیمایی


  
قیصرخوانی
عبدالرضا رضایی‌نیا (باران)   ۱۳۸۶/۰۸/۲۲

رفت تا خانه خورشید غزل‌خوان قیصر
رست از چنبره درد فراوان قیصر
گرچه بر باغ و بهار از همه سو زهر وزید
نشد از مذهب آلاله پشیمان قیصر
قدمی دور نشد از دل در جذبه نام
بی‌خود از خود نشد از وسوسه نان قیصر
شعر یعنی که در آیینه بخندی با زخم
شاعر عاشق یعنی گل خندان قیصر
آیه و آینه نور و نوا چشمانش
ریشه در کوثر دل داشت به قرآن قیصر
چشم بگشا و ببین اول عشق است هنوز
چه کسی گفت رسیده است به پایان قیصر
می­رود سوی فراسو، به بهاران بهشت
غرق در بوسه و لبخند شهیدان قیصر
نکند آن سو با شعر قراری دارد
محشری شد چه عجب سید، سلمان، قیصر
گل ناز است و طربناک ابد می­خواند
بی­خزان، سبز، جوان
                         در دل باران
                                       قیصر
   
آبان 86

لینک مستقیم
     نظر شما     
alie ۱۸ آذر ۱۳۸۶
alie
شهاب الدین رهنما ۲۲ دی ۱۳۸۶
سلام بر جناب رضایی نیای عزیز مثل همه ی کارهایتان زیباست این غزل . . . برای تو - برغم مدعیانی که منع عشق کنند - سرسبزی و تندرستی را آرزومندم . ارادتمند: شهاب الدین رهنما ( مرد اردیبهشت ) http://shahab921.blogfa.com


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام