نسخه چاپی ارسال به دوستان
     سقاخونه     
دلتنگی
رحمت حقی‌پور
 
شده بعضی وقتا دلت جوری بگیره که دوست داشته باشی بری جایی، یه گوشهٔ دنج پیدا کنی دور از همه سر بذاری روی کاسهٔ زانو و دست‌ها رو حلقه کنی دور سرت، چشم‌ها رو ببندی و بذاری اون بغض کهنه و قدیمی نم‌نمک توی نی‌نی‌هات خیس بخوره و از پلک‌هات سرازیر بشه روی گونه‌هات؛ و تو داغی اونو حس کنی هق‌هق بزنی طوری که انگار همون لحظه بِهِت گفته باشن پدرت مرده، مادرت مرده، برادرت یا عزیزترین کسی که توی دنیا داشتی...؟ ادامه...
     شعر ایران     
ریگ صحرا
علی‌محمد مؤدب

سبو افتاد، او افتاد، ما ماندیم و واماندیم
روان‌شد‌خون‌اوبرریگ‌صحرا‌؛رفت‌؛جا‌ماندیم
 
فرو رفتیم تا گردن به سودای سرابی دور
به بوی گندم ری، در تنور کربلا ماندیم
 
رها بر نیزهٔ تن‌هایمان، بیهوده پوسیدیم
به‌مرگی‌این‌چنین‌از‌کاروان‌نیزه‌ها‌ ماندیم
ادامه...


   » صفحه نخست
     پیش‌خوان     

طاعون

شانزدم دی - محمود درویش
ترجمه عبدالرضا رضایی‌نیا

فجر ادامه دارد
          از هنگام فجر،
آسمان بر سر قرصی نان میشکند،
هوا بر سر مردم از سنگینی دود می‌شکند
و نزد عربیّت خبر تازه‌ای نیست
ادامه...

داستان

شعر

سینما

اندیشه

     پیش‌خوان دوم     
‌سرهنگ - داستانکی از کرولین‌ فورشه‌ - ترجمه اسدالله امرایی
آنچه‌ شنیده‌ای درست‌ است. توی‌ خانه‌اش‌ بودم. زنش‌ سینی‌ قهوه‌ و شکر را آورد. دخترش‌ ناخن‌هایش‌ را سوهان‌ می‌کشید و پسرش‌ رفته‌ بود شبگردی. روزنامه‌های‌ روز، سگ‌های‌ خانگی‌ و تپانچه‌ روی‌ بالش‌ دم‌ دستش‌ بود. ماه‌ عریان‌ بالای‌ خانه‌ تاب‌ می‌خورد. تلویزیون‌ فیلم‌ پلیسی‌ نشان‌ می‌داد. ادامه...
     آخرین‌ها     

سروده‌ای از
نزار قبّانی

بررسی طراحی‌های
هنری مور

نگاهی به ترکیب‌بند
«از گلوی غمگین فرات»

نگاهی به فیلم
«چه»

 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام